عشق يگانه
سلام به ميكروبلاگ خوش امديد... به راهه دوستم نداره بغل نگیرم اشکات نمیرم عشق تو نسوزم در ندوزم دوباره غصه ها م اسیرم برای من می بینم تنها می شینم کنار من برای من کسی نمی رسیم بود ديرگاهي است که دل روز و شب مي ترسد، با خودش مي جنگد. ...و به تو مي نگرم که دلم مدتهاست که شده حيرانت. باز دل مي ترسد، که مبادا روزي بروي از اينجا و بمانم تنها و بميرم رسوا! باز من مي گريم که مبادا عشقم برود از يادت!!! بدهي بربادم و بميرم در غم . باز در رويايت دل من مي ماند و به خود خندد که شده مجنونت! تا کنون قلبم را اينچنين ديوانه.....من نديدم هرگز! ««««از نگاه پاکت دل من مي لرزد!باز هم مي ترسم!»»»» نکند چشمانت روزگاري جز من به کسي عشق دهد! اي اميد ماندن ، بي تو من خواهم ماند با دلي پر ماتم در پس تنهايي. وقت آرامش شب از خيانت لبريز از همه بي زارم و تو را مي خواهم تا بميرم از شوق .... لحظه ديدارت...... اي تو که آغوشت مأمن اين تنهاست....باز هم دريابم! که پرم از گريه و بغضي کهنه ...روز و شب لبريزم..... گرمي آغوشت برتر از يک دنياست ، در کنارت گويي مالکم دنيا را. تو بمان تا عمري من بمانم شيدا و نميرم تنها و تمام خود را بدهم در راهت. من نخواهم هرگز که بجز چشمانت به کسي عشق دهم و کسي را جز تو لايق خود دانم. من همه اميدم بسته به چشمانت تو شدي رويايم!! تو شدي دنيايم اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمي ياد دلم قيامت غصه مي خواد اگه نظر بديد ممنون مي شم ای کاش آدما یه زره با هم مهروبن تر بودن و خيلي اي كاشهاي ديگر... مرا اینگونه باور کن... یادها رفته... رفته...؟! جدایی هست..؟؟؟ مرا اینگونه باور كن ... چقدر سخته که تو چشمای که تموم عشقت رو ازت دزدید وبجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی!حس کنی که هنوز هم دوستش داری چقدر سخته که دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر اوار غرورش همه وجودت لح شده چقدر سخته که تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی به جز سلام نتونی بگی چقدر سخته که وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوستش داری چقدر سخته که گل ارزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت اروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک چقدر سخته یكی بیاد توی وب سایتت نظر هم نده
گفتن لحظه ی آخرواسه من همه سواله
دیدنه دوباره ی تو فقط تو خواب و خیاله
بوسه های آخر تو، توی قلب من می مونه 
هیچکی مثل تو بلد نیست دلمو بسوزونه
بعد رفتن تو روز وشب واسم سیاهه
می دونم بر نمی گردی اما باز چشام
جای پات به روی قلبم هنوزم تازگی داره
نه باورم نمی شه می گن که منو
قول می دم وقتی که نیستی عکستو 
قول می دم روزی هزاربار واسه ی
قول می دم وقتی که نیستی پای
قول می دم در انتظارت چشمامو به 
حالا دیگه گل خشکت واسم تنها یادگاره
منتظر به رات می مونم که تو برگردی
باورم کن ،باورم کن که بدون تو میمیرم
بی تو تنهام خوب می دونی که تو
به زیر خاکمو هنوز نرفتی از خیال من
غصه نخور، سیاه نپوش،گریه نکن
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم
دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم
بارون می باره و تو رو دوباره پیشم
اشک چشام حلقه می شه دوباره
قول بده وقتی تنها می شم بازم بیای
شبای جمعه که میای بیای سر مزار من
به زیر خاکمو هنوز نرفتی از خیال من
غصه نخور،سیاه نپوش ،گریه نکن
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم
دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم
سهم من ازتو دوریه تو لحظه های بی
قشنگیه قسمت ماست که مابه هم 
پاییز غریب و بیرنگ اون همه گل مگه کم 
گل من رو چرا چیدی گل من دنیای من بود


ای کاش میتونستیم حرفای دلمون رو به هم بگیم
ای کاش دروغ وجود نداشت
ای کاش رویا های ما همه حقیقت میشد
ای کاش همیشه دوست داشتن ها همیشگی بود
ای کاش هیچ زندانی وجود نداشت
کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از
خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا
نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟
که شاید هم به جرم آن ، غریبی و
| |















![[h]](http://www.payeganltd.com/nabimages/hb/Htala34.gif)




